فاطمه، دختر بابای بارون

متن مرتبط با «تشکر از پدر و مادر» در سایت فاطمه، دختر بابای بارون نوشته شده است

بیست وچهارمین تولد فاطمه

  • نیلوبلاگ

    فاطمه، دختر بابای بارون   فاطمه دردانه مادر  بیست وچهارمین سال تولدت مبارک  چقدر من خوشبخت بودم و خدا منو لایق دونست که تو فرشته خدارو به من عطا کرد امروز به رسم هرساله امدم تولدتو بر گذار کردم  میدونم چقدر تولدت برات مهم بود  برامون دعا کن نازنین مادر [ شنبه دوم دی ۱۳۹۶ ] [ 20:29 ] [ مامان فاطمه ] [ ] .: :. درباره وبلاگ عید قربان مریض شد وعید قربان رفت بعد از نماز مغرب و عشاشب...

    ادامه مطلب
  • چقدر تصمیم گرفتن درموردت سخته فاطمه من

  • نیلوبلاگ

    فاطمه بهتر از جانم چقدر درمورد تو تصمیم گرفتن سخته قبول کنم افکاری سراغم میاد چکار کنم قبول نکنم شاید اون رسالتی از تو دارم دچار خدشه سه [ جمعه یازدهم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 3:9 ] [ مامان فاطمه ] [ ] بخوانید...

    ادامه مطلب
  • به مناسبت تولد دختر بابای بارون 2 دی

  • نیلوبلاگ

    عید قربان مریض شدوعید قربان رفت بعد از نماز مغرب و عشاشب جمعه به دنیا اومدو شب جمعه به خاک سپرده شدو زندگی رسمیش رو شب جمعه در شیراز شروع کرد(به گفته خودش)===============قانون خوندن وبلاگ فاطمه===============چون تمام پست هاش رو اکثرشو با وضو نوشته بودشما هم با وضو بخونیدو از آخر تیر 90 شروع کنیدو با حوصله و صبرچون با حوصله و صبر نوشته بود وبلاگ فاطمه: http://g-f-g.blogfa.com==============ما (دوستان فاطمه) تصمیم گرفتیم وبلاگی ایجاد کنیم و از فاطمه بنویسیمتا همه این دختر پاک رو بشناسن و الگوی زند...

    ادامه مطلب
  • چهارمین ختم قرآن برای دختر بابای بارون - از تاریخ 29 آذر 92

  • نیلوبلاگ

    از همه ی دوستانی که در سومین ختم قرآن شرکت کردند تشکر میکنمخیلی خوشحالم که این دوره هم تموم شدچهارمین دوره رو شروع میکنیم، هیچ عجله ای هم برای تموم شدنش نیست! با دقت و با توجه به معنیش بخونیم تا رشد کنیم و ثوابش هم برای فاطمه عزیزمونجزء های انتخاب شده: 1 - 2 - 3 -4 -5 -6 -7 -8 -9 - 10- 11- 12- 13- 14- 15-16- 17- 18- 19- 20- 21- 22- 23- 24- 25- 26- 27-28- 29- 30مشکی ها انتخاب شدننظرات در هر دوره پاک می شوندLet's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • یک خاطره از دعاهای فاطمه

  • نیلوبلاگ

    سلام با گفتن خاطره سیدمنم از فاطمه یک خاطره بگم یک روز دیدم فاطمه از مدرسه تازه رسیده بودرفت وضو گرفت رفت به نماز تو نماز خانه اموزشگاه بودمن کنجکاوشدم چرا اینقدر به سرعت ..دیدم فاطمه سر نماز گریه ها میکنهفکر کردم یاد باباش افتادهعبادتش تموم شد رفتم کنارش که هم ببینم موضوع چیه چی شدهگفتم فاطمه بابایی همیشه کنارته انگار تو وجودته ناراحتی بکنی اون میرنجه دخترمچرا گریه میکنی.. با ارامش گفت من بخطر بابایی گریه نمیکنم اوبا منه و شماهم کنارمیاسرار کردم اخه این گریه هاچیه .. گفت مامانی من متوجه گ...

    ادامه مطلب
  • بیست وچهارمین تولد فاطمه

  • نیلوبلاگ

    فاطمه دردانه مادر  بیست وچهارمین سال تولدت مبارک چقدر من خوشبخت بودم و خدا منو لایق دونست که تو فرشته خدارو به من عطا کردامروز به رسم هرساله امدم تولدتو بر گذار کردم میدونم چقدر تولدت برات مهم بود برامون دعا کن نازنین مادرLet's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اولین روز معلی

  • نیلوبلاگ

    به فرشتگان گفتم از خانه تا مدرسه محل کارت گل باران کنند ..نازنین بانو فاطمه نازنین مادرپاشو اذان شده ..نمازت رابخوان.. منم از از باغچه ریحان میچینم .. نان وپنیر وسبزی باهم صبحانه ای میخوریم لبایسهایت را دوخته ام شیک ترین مانتو شلوار ..اتویش کرده ام و همان چادر پاکیت گلاب زده.. ایینه وقران وشربت گلاب اماده کردم .. از زیر قران ردت میکنم .. وتا سر کارت وکلاس درست تو را همراهی میکنم خوشبحال من م...

    ادامه مطلب
  • روزت مبارک گلم

  • نیلوبلاگ

    سلام نازنین مادر شبی خیلی هواتو کردم دخترمxa0روزت مبارک ..چقدر قشنگ به اخرین وصیت بابای بارون عمل کردی ممنونتم دخترم پیرو صاحب اسمت شدیxa0 من صبح منتظر هدیه ات هستم گلمxa0 ...

    ادامه مطلب
  • باز هدیه

  • نیلوبلاگ

    عید قربان مریض شدوعید قربان رفت بعد از نماز مغرب و عشاشب جمعه به دنیا اومدو شب جمعه به خاک سپرده شدو زندگی رسمیش رو شب جمعه در شیراز شروع کرد(به گفته خودش)===============قانون خوندن وبلاگ فاطمه===============چون تمام پست هاش رو اکثرشو با وضو نوشته بودشما هم با وضو بخونیدو از آخر تیر 90 شروع کنیدو با...

    ادامه مطلب
  • روز معلم

  • نیلوبلاگ

    سلام فاطمه نازنین مادر امروز خیلا به من تبریگ گفتن بخاطر روز معلمولی من تو دختر گلم تبریک میگم که معلم انسانیت بودی امروز اتفاقی ناراحتم کرد.. ولی بهت قول میدهم دخترم که برای غلبه به خشمم اروم باشم و بخندم xa0...ممنونم دختر خوب بودی که به من درس دادی روزت مبارگ گل بانوی منxa0 ...

    ادامه مطلب
  • باز هم ماجرای چادرت

  • نیلوبلاگ

    فاطمه نازنین بانو :چه میکنی با دلها که فاطمه ای چادر تورو میپوشه ..ومیگه تا زمانی این چادر به سرم بوده فکر میکردم یکی من نگاه میکنه و میترسیدم نگاهم به بیراهه بره ..چی میکنی با دلها فاطمه بانو...

    ادامه مطلب
  • اولین روز معلی

  • نیلوبلاگ

    به فرشتگان گفتم از خانه تا مدرسه محل کارت گل باران کنند ..نازنین بانو فاطمه نازنین مادرپاشو اذان شده ..نمازت رابخوان.. منم از از باغچه ریحان میچینم .. نان وپنیر وسبزی باهم صبحانه ای میخوریم لبایسهایت را دوخته ام شیک ترین مانتو شلوار ..اتویش کرده ام و همان چادر پاکیت گلاب زده.. ایینه وقران وشربت گلاب اماده کردم .. از زیر قران ردت میکنم .. وتا سر کارت وکلاس درست تو را همراهی میکنم خوشبحال من مادر که دختری معلم دارم.. خوشابحال شاگردانت.. که معلمی اسمانی دارند وخوشبحال بابای بارانت که دختری تربیت کر...

    ادامه مطلب
  • تشکر

  • نیلوبلاگ

    چقدر این دو پست که سیده گذاشته خوشحالم کرد.. به همه شما دخترانم مبارک باشه همنشین بانوی دو عالم باشید وخوشبخت ترین دخترا باید دختران من باشند..ای خداااا همه شمار مثل فاطمم دوست دارم ممنونم منو تنها نگذاشتید امروزم به همه فاطمه های نازنینم تبریک ویژه دارم...

    ادامه مطلب
  • جوادالائمه

  • نیلوبلاگ

    امام رضا(ع) تا چهل وهفت سالگی صاحب فرزندی نشده بود و همین مسئله، پیشوایی آن حضرت و تداوم سلسله امامت را نزد برخی مردم زیرسؤال برده بود. در نتیجه میلاد امام جواد(ع) مایه سرور امام و موجب خیر و برکت برای شیعیان شد. ابویحیای صنعانی می گوید: روزی در محضر امام رضا(ع) بودم که فرزند ایشان، ابوجعفر را که آن زمان خردسال بود، آوردند. امام رضا(ع) به او اشاره کرد و فرمود: «این مولودی است که برای شیعیان ما، بابرکت تر از او زاده نشده است». xa0 xa0 زجودش چه گویم چه ها می کند او هر آنچه بخواهی عطا می کند او یق...

    ادامه مطلب
  • تولد

  • نیلوبلاگ

    تولدت مبارک نازنین مادر...

    ادامه مطلب
  • سفری که از یاد رفت

  • نیلوبلاگ

    سلام یادمه بعضی ها قول داده بودن اولین سفر بعد از عروسیشون امدن پیش فاطمه باشه یادنون باشه...

    ادامه مطلب
  • همیشه برام بهترینی نازنین مادر

  • نیلوبلاگ

    فاطمه نازنین مادر شبی اخباری شنیدم از تلویزیون هر چی فکر کردم هیچی کم نداشتی از یک معلمxa0 میدونم خودت شاهد تمام کارهای مامانی هستی چقدر حضورتو کنارم احساس میکنم و دعای خیرت چقدر زیاد بدرقه راهمه ممنونتم فاطمه من...

    ادامه مطلب
  • روز عید قربان روزی عجیب برای من

  • نیلوبلاگ

    فاطمه نازنینم الان دوساله که نزدیک عید قربان میشه .دلنگران وپر اشوبم . ولی وقتی سحرش بیدار میشم اماده میشم .برای قربانی گوسفندت .نمیدونم چرا؟؟ اینقدر ارومم امسال حتی دعای مخصوصو خودم خوندم . بی شک گل نازنینن ... دست خودت روقلبمه ..برام پیش خدایت دعا میکنی .. امسال میهمان ویزه ای داشتی xa0وقتی در اغوش میگیرمش بوسش میکنم ..بوی تورو میده منو شاد میکنه خدایاشکرت با دادن این نعمتهای بیکرانت خوب حواست به دل من هست ای خداااا عید همتون مبارکxa0...

    ادامه مطلب